بخوان

صدا. صدا. حنجره. پیچ و تاب.  آوا. کشش. نفس. آه . رها. زیبایی. زیبائی محض.  دارائی، مال من. مال من. مال من. در بغل من. گرم. چسبیده. خفته.   من آواز تو را بغل می کنم. می بوسم. نوازش می کنم.  چشم هایش را می بندم. آنگاه از گونه تا لب ، فرسنگ ها راه می روم. پاورچین.  سر سفره ی کلمه هایت چمپاتمه می نشینم.  روی زانویم  می خوابانمت شعر. نت . نت. موسیقی . بلندت می کنم.  آرامم  تا فریاد. تا چند پرده بالاتر. شور شور شور.

بلند می شوی. افراشته . دور من می چرخی.  تاب تاب تاب. گیسوی بلند اوازت پایین آمده تا زیری  زمزمه ، توی گوشم ناله می شود. پچ پچ. من هم می ایستم تا گره بخوریم. پیچک و درخت.  توت و سرشاخه. موج و صخره.  گره کور  زخم من ، مرحم سازتو.  من و آواز. من و شعر.

 نرم می شویم در هم. ذوب ذوب ذوب.  باران و خاک. گل می شویم  می لولیم در هم. کوزه. رُس می شویم و سخت. آجر آجر چیده  ی  منِ دیوار،  زیر سقف تو . ریخته می شویم از زلزله  صدایی که می کِشد می کِشد  کشش کشش تا آخرین نفس.

 

صدا صدا . صدا نه صورت زیباست که نگاهش کنی بخواهی مال تو شود و نشود. نه دست گرم است که بخواهی گره شده با او ،  شانه به شانه به دیدار باغ و باران بروی.  صدا صدا نه بوی خوش است که باید با کسی  بیاید به میهمانی یا گلی  پیچیده در زرورق  هدیه ، یاد بود .  نه خاک یا آسمانی که از آن سرزمین تو نباشد.   صدا نه طعم خوش پنیر است نه داغی نان تازه  که زیادی اش  رنجورت کند و فربه. صدا  "تو" یی نیست که رفتی ، دوری ات برنجاندم و غمگین.  صدا تَن نیست  بخواهی  تصاحب اش کنی ، هوا نیست  بمکی اش ، بسورانی اش تاعمق جان .  تلخ نیست ، مزه مزه اش کنی  تا مرز سقوط . آب نیست بریزی اش در رود ، مشت ، ظرف  ، تا جرعه جرعه  بنوشی اش  تا ریشه ، بعد  سیری شوی و نخواهی اش.

صدا صدا  تنها هستی عالم است که بیرون از حنجره ، دست ، سینه و  جان   در من  می ماند. همیشه تا ابد. جاده ای کشیده تا  مرز هیچ ، سراب ، گودال ، تاریکی،  سقط. صدا  زندگی مرگ است. تولد گودال ،  ، خالی ، مرده.

صدا پر می کند.  بی حجم و سنگینی.  صدا صدا  معشوق  بی مالک است. روسپی که لذتش را ایثار می کند. می بخشد و خاموش می شود. بر می انگیزاند و تکرار می کند. با تو سفر می کند ،  کنج غم می نشیند ، شاد می شود ، می رقصد ،  رنج می کشد ،  آه می کشد ، خشمگین می شود و داد می زند.   صدا ، آواز ، شعر ، مو سیقی ، لذ ت  ناب. بهشت موعود.

 بخوان. بخوان. در گوشم بخوان معشوق همیشگی. سهم بی پایان من از دیروز ، امروز ، فردا.   شور شور شور.  تلخ تلخ ، شیرین شیرین. بلند و کوتاه. نشسته و ایستاده.  بخوان معشوق بی صورتم. بخوان  عشق بی تن ام.  بخوان تولد بی مرگم.  بخوان  تکیه گاه  بی  شانه ام.

+

برای این صدا نوشته ام.Amalia Rodrigues .آوازه خوان پرتقالی . سبک فادو.

آوازMon Amour

/ 0 نظر / 170 بازدید