دایی جان ناپلئون   

 

              امروز ، با تاخیر یک ماهه در پاسخ به نامه ای که او را بعنوان نماینده ی کمیته عالی پیاده سازی ریسک عملیاتی مدیریت آی تی در سازمان انتخاب کرده بودند ،و نیز درخواست شده بود ظرف بیست روز آینده نسبت به شناسایی مصادیق ریسک ، ارائه سند لیست مخاطرات و سند رهنمود های کلیدی و ارائه راهکار پیشنهادی رفع مخاطرات ،  به اداره مطالعات و برنامه ریزی استراتژیک سازمان اقدام لازم را مبذول دارد ، در یک خط نوشت:

لیست مخاطرات - " بزرگترین ریسک سازمان ، انتخاب من بعنوان نماینده است"

         بعد به صندلی اش تکیه اش داد. یکی یکی ریسک ها را در ذهن مرور و متعاقب آن ضمن ریشخند به مصادیق و رهنمود ، از جایش بلند شد تا بدون درخواست از مستخدم اداره برای خودش یک فنجان بزرگ نسکافه و شکلات درست کند. به هوای ابری داغ مرداد و چند قطره باران صبح بر روی شیشه سرویس فکر کرد. آرزو کرد ایکاش ابرهای زخمی پکن راهشان رابه این شهر کج کنند. در جواب تلفن مسئول بالاتر که محتاطانه و تلویحی زمان سپری شده ی گزارش را با هزار عذر و خجالت یاد آوری می کرد گفت،سند لیست مخاطرات آماده است . الساعه رهنمود و راهکار هم تنظیم و خدمتتان ارسال می شود. نوشت:

رهنمود -  دقت شود ، آرامش و صلح و امنیت و رفاه و فراغت ،پیش درآمد ظهور خطر است. برای مثال در بخش Human management  رضایت و اقناع  تدریجی  و بیش از حد  کارشناس خلاقی که یک چند دوره مداوم از بهبود روشها و فرآیند انجام کار حرف می زده و بدون هیچ دستاوردی حالا ساعتها در کنار شما و بی شما در عالم مجاز سیر می کند  و مداوم شاد است ، اولین نشانه ی اضمحلال سازمان است.

راهکار پیشنهادی - از حرف خود کوتاه نیایید. با نثار فحش آبداری بر پدر و مادر ریسک ، از اساس منکرش شوید . گره ی چ___فیه تان را محکم تر کنید و کماکان او را مجبور به نماینده گی کنید.

نتیجه تحقق ریسک- باش تا صبح دولت ات بدمد. طلوعی بارانی در هوای 40 درجه مرداد.

                                                                                                                مورخ 21/5/87

لینک
۱۳۸٧/٥/٢۱ - ثا.بتی