میهمان من شو ساعتی   

   برای تمام صندلی های خالی ، فنجان های  لب نزده ، اجاق های  خاموش ، دستمال سفره های  همچنان تاه خورده ، بشقاب های تمیز مانده روی میز ، ساعت گذشته از نیمه شب و زنگ  درِ نشنیده ، آوازهای پیچیده در اتاق میهمانی ، قلب های از نفس افتاده از بُهت نیامدن ، پاهای در رفت و آمد از مبل راحتیِ نشستن تا پشت پنجره رو به خیابان خالی ، روزهای در تب و تاب تا غروب -کوتاه ، شب های  تنهایی تا صبح -دراز، ورق زدن برگ های کهنه آلبوم های عکس صورت های پر لبخند دیروز ،  چشم های بسته با تصور فرداهایی مثل ِ همِ -خالی از "تو" ،  انگشت جا مانده لای  شعری برگزیده از  کتاب  شاملو ، حرفهای گفتنیِ ماسیده در دهان در بسته  بر حنجره پر آخ خ خ ،  گلهای زرشکی چین های دامن تا ابد ندیدنی شده ،  تاب قشنگ موی زنی که هرگز به نوازش نگاه نمی رسد ، گرمی دستهایی که در سلام دستی دیگر ابدی نمی شود ،  به تمام دوست داشتن های پنهانی که در رو در رویی به اقرار نمی رسد ،  برای ..... برای..... برای (+)  تمام میهمان هایی که میزبان هایشان را از یاد برده اند.

http://dl.novinmusic.com/Music/Persian/2015/08/09/Hesamoddin%20Seraj%20-%20Bozorgrahe%20Hemat.m

لینک
۱۳٩٤/٦/۱٠ - ثا.بتی