ای شرقی غمگین ، نذار خاموشی جون بگیره   

 

      نیست . نیست. نیست. دیگر نیست. پاک شده. دیروز شده.  فکر شده.  لکه ی چرب شیرینی ، چسبیده روی ظرف خالی خیال شده. عصر شده. تاریکی شده. تنها شده. باران سال قبل شده.  راز کوچه ی  خلوت صبح شده.  رفته. پودر شده. فراموش شده. خط خورده.  

      نیست . مثل خیلی وقته نیست شده ها شده.   هر نیستی روی نیست قبلی نشسته شده.  حجم پیدا کرده. عضله  ورز داده. قدرت پیدا کرده. چابک شده. اسب شده. یال درآورده. زیبا شده. یورتمه رفته. گم شده. ندیدنی شده.

     فرو رفته. چاه شده. گود شده.  فسیل شده. نفت شده. سیاه. سیاه. سیاه. گرم . گرم گرم. خریدنی. سطل سطل سطل. طناب. چرخ.

    نیست نیست نیست ها کبریتم کرده اند. پُرم. پُرم. پُرم. آتشفشانم.  صاعقه ام ، گدازه ام. کوهم. سنگم.  باروتم. آنچنان که با خراشی بر سنگ دل آتش بگیرم.

 نیست ها سرریزم می کنند از کوه. غلت غلت غلت.  کلمه ، آواز ، ساز ، رقص.  آغشته ام می کنند با خاکستر ، هرم ، از تو تو تو . کلمه کلمه کلمه.  تا دره ی سفید صفحه ی پاک شده از قصه ات ، شعرت ، روز ات.

لینک
۱۳٩۱/٥/٢۱ - ثا.بتی