بعد از خواب عصر صدایم کن   

 

   گاهی این سد بستن ها و راه کور کردن  شبیه رانندگی در جاده ای یخزده زیر بارش ناگهانی ومداوم طوفان و بهمن و کولاک می شود. به تله افتادن در سلولی آهنی و شیشه ای. بسته ، کم هوا ،که آنچه زنده نگه می داردت تتمه ی آب و نانی و گرمایی است در رگ ها برای چند روز . از جنس قوتی که هم اینجا  ، توی این صفحه امید به نوشتن کلمه و روایتی است که هنوز نگفته ای اش.

    می ترسم. خیلی وقت است می ترسم که صبح بلند شوم و "راه خانه ی دوست کجاست" را  از کوره راه ها هم بسته باشند. آنوقت چه فرقی می کند ما مشق های همدیگر را  نوشته باشیم و برای ترسیدن از کتک شحنه دفتر چه های هم را سیاه کرده باشیم. چه فرق می کند راه پر باشد از درخت و پنجره های بازی نور وسایه ی مشبک ها ، یا پنهان شده زیر نقاب حصیر  گنگ و پوسیده . قدم های همراه پدر بزرگ آرام و با طمانینه باشد یا تن اش خسته نشسته باشد بر صندلی احتضار.

     این که هر روز و هر شب سایه ی کسی از جنس سخت و سنگ ، بالای آسمان سرت چتری باشد که دارد مداوم از نعمت بهمن و زمستان ، سراشیب مرگ و سقوط می سازد سخت است. ممکن است هر آن ما دیگر صدای هم را نشنویم. قصه های هم را فراموش کنیم.  برسد روزی که اسم هم را روی قاب های خاک خورده ی خاطره و عروسک های مرده ی قصه به یاد بود هم صدا کنیم.

    فراموش کنیم چه سرخوشانه روزگاری در کوچه پس کوچه های بازیگوش متن های  هم قایم با شک بازی کرده ایم و روزی آمد که توپ مان بالاتر پرید و دیوار و شیشه را با هم شکست و صدایمان به اتاق خواب و راز ارباب کوچه رسید. چاقویش تن نرم و ورم کرده ی توپ بازی مان را جر داد و حواله مان داد به فردای تنبیه و فرار.

  از خلوتی و تاریکی کوچه ی های نوشتن می ترسم. از قصه های بی سر ، بی قلب.  از سکوت های صفحه های خیلی وقت است پایان. از هلهله و هیاهوی قلم های دستوری می ترسم و از جولان و صحنه گردانی قورباغه های  آوازه خوان و کارگردان و شاعر. از روز مره نویس های خوشبخت در دخمه ی تنگ دهلیز های قلب و خانه های حقیر اجاره ای.

من این روز ها از ننوشتن نمی ترسم. از بیزاری آنچه می خوانم در وحشتم. از اینکه آفتاب دیر یا زود بتابد و آوار تمام شود و نان و آب به فردا برساندمان و وقتی دوباره به کوچه برگشتیم با همان کلمه هایی حرف بزنیم که معنایشان را به کل عوض کرده اند.

تا دیر نشده و زبان من را می فهمی بگویم  به همان معنی دیروزی بگویم " دوستت دارم" ، "خداحافظ ".

لینک
۱۳٩٠/٧/٩ - ثا.بتی