خواب سبز صدای سیاه تو را دیده ام   

 

        من به صدای تو وصل ام. سیاهِ دیروز. همان طور که تو به آرزو. آرزو به من. ماهر دو به  خاک ، آسمان،  انسان، کوه ، ریشه ، شاخه ، درخت ، آب، به سبز ِ امروز ، امیدِ خدای همیشه. 

    حتی این وصل هم اندازه ام نیست. کافی ام نیست. گره زدن خودم به تو و به آن کلمه هایی که بعد از تو نوشتم، کاربسیارتر من است. آرزویم کاشتن سپیداری ، تا بر بلندی اش از چوب نازک و تن قاصدکِ نرم، خانه ای بسازم. تا بعد که جوجه کلاغ های سیاه ام را تخم بگذارم.  آرزویم آمدن دوباره  به این جهان است.

  I have a dream

      امروز و هر روز شادم. شورم. بیش از اندازه وُ یقین. چون مرگی که دیروز و شاید امروز کشته اش شده ام،  می بردم به خواب زمستانی ساکتی از صدای تو. تا بعد که  آفتاب  بیاوردم به روز پر از ریه های هوای بهار تو.

      زندگی ام در معرض هیچ تهدیدی نیست چون مرده به دنیا آمده ام. چون زن ام. ناقص ام. اقلیت م.  فراموش شده ام.  بیرون از نگاهِ شمایم. من شبیه قصه ی کتاب اول ام. از جنس اصل اردک سیاه دور انداختنی. و الخ که چه آواز قشنگی دارم من. شنیده باشی اش، لالایی نرم ِِ خواب کردنی ِ کودکی ِ کلمه حرف می زنم. پر از قصه های گفتنی.  از آبی رود هایی که اسم غلط بال های پرنده گی مرغ خانگی نا بلدم را در آب ، به نام  پرهای شناگر ماهر اردکی وحشی،  صدا می کند. 

    من شما را صدا می کنم. به نام خودتان . تا بگویم اهلی نیستید.  به شما می گویم تا کجا دریاست.  من پر از حنجره ی تَرم. خیس از خنده ی آواز جشن تولد گنجشک و حزن گریه ی مراسم دفن سگی کشته شده از گلوله ی هار تفنگی شکاری، که روزی خواست خلوت شب شما را از وجود نگهبانی وفادار  خالی کند.

   رویای سبز امروز من، با سیاه صدای دیروز تو گره خورده است. ما از جنس مُرده شده ایم که بتوانیم از رویای هر شب خواب شما  سر بر آوریم. می خواهی صدایش را بشنویم؟

  We will be free oneday

     روز من فرداست. منی که متولد سالهای دور ترم. آنگاه که "شما " ها دیگر نیستند. خیابان نیست و جمعیت . نمایش وُ درد وُ قهقهه. فقط این چشم های من هست که کنار پیاده رو به دیواری تکیه داده ام. نگاه می کنم.  دسته ای از شما را که دارید فردایتان را متفاوت از دیروز ما می کنید. منی که  آرزو می کند بیاید روزی که مردم ام را دوست داشته باشم و در مشت هر کدام، قلمه ی سبز سپیداری ببینم که بلندی  و انبوهی اش  رویاهای پر شاخ و برگم را سامان دهد.

  I have a dream

 من در انتظار چشم ام. آرزومند نگاه خیره ام. مشتاق دیدنم.

Now  is the time

لینک
۱۳۸۸/۳/۱٩ - ثا.بتی