علف میان دو هشت   

 ٨٠٠٠٨          

                                          چه شده شبیه تکه ای از صفحه ی بارها نقاشی ِ شده ی کودکی. یادت می آید؟ همان دو رشته کوه بلندِ آشنای قهوه ای را می گویم با دره ای سبز وسط اش. همانی که قایم می شد پشت خانه ای با شیروانی نارنجی و دودکشی سیاه و گرم با تک پنجره ای با پرده ی زیتونی و گل ریزه های زرد .

        مال من ، گاهی که خانه پر می شد از خنده های خوش و بش به همراه بوی خورشت بادمجان نوبر باغوره ی تازه از آشپرخانه و سبدی خنک در انتظار عصر، که پر بود از ترش ترین گوجه سبز سال و گیلاس های گوشتی  زرشکی، خورشیدی از پس ِ پیشانی کوه اش سرک می کشید و برعکس، در روزهایی که دلیلی برای بازی نمی ماند و زندگی می شد شبیه حبس ابدی بزرگسالی در خانه، هوای نقاشی ابری می شد و تن و دامن و مو و چشم ِتنها دختر نقاشی، که دستهایش همیشه برای جوجه های مردنی گندم می ریخت، به رنگ سفید صفحه در می آمد.

    هشتاد و هشت، خدا کند که بکند برعکس ٧٧ بشود. همان سالی که شمایل عددش دو گلدان خالی ِ کنار گذاشته برای دوست، در پشت میز انتظاری باقی ماند که بیایی و دو شاخه مریم ات ، خالی تمام هفت هایم را از سفید و راز پر کند.

     

 

        امروز می خواهم کمی خسیس نباشم و ازآن ده پنجره ی باز شده به سمت خیسی ، سکوت، سبزی و معصومیت این چند روز گذشته از هشتاد و هشت ام، چهار سهم برای شما کنار بگذارم. کمی از طعم خامه و عسل صبح، برنج دم کشیده و خوش عطر سفره ی ظهر و نارنجی شیرین و آب دار هویجِ ظرف تاریک سالاد شب به شما ببخشم. اگر دست و دلبازتر باشم و راستگوتر، باید آرامش ِ تمام خواب های نیم روز و گرمای فراری پتوهای ضخیم شب را هم به جان تان بریزم و جرات کنم از بخشی از صدای سوغات هم بگذرم. حاضرید یک گوش ام مال شما باشد و تکه ای از زبان ام؟ همان گوشی که از صدای موج های کوتاه دریای غروب ،حوضچه ای پر اش کرده ام و زبانی که زیر لب برای هیچکس بلند حرف زده ام.

     همه ی رویاهای منیر این چند روز را می بخشم. اما هرگز نمی توانم از آن سنگ ریزه های صیقلی و رنگی ساحل و باغچه بگذرم که عدد سالهارا در حاشیه ی کتابها شماره می کنند. سالهایی که گاهی سر به هوا و گاهی سر به زیر به خانه ای اشاره می کنند که تو روزی از تنها در اش می آیی.

دَر را هم هرگز نمی بخشم که به هر آرزویی رسیدم، مقصد شکلی از دیوار به خود گرفته بود.

لینک
۱۳۸۸/۱/۱٦ - ثا.بتی