یک دقیقه سکوت برای زندگی   

    

            در بعد سخت افزاری ، این ساختن و آبادانی و  ایجاد رفاه است که احتیاج به مدیریت ، تخصص ، تجربه و کارآمدی و اخلاق و عدالت دارد وگرنه هر تخریبی می تواند از یک کلنگ دسته شکسته  و سنگی ریزه ای بر شکننده گی  تن شیشه هم آغاز شود.

          به همین ترتیب از نظر نرم افزاری ، این دوستی ، عشق ، از خود گذشتگی ،خودباوری، بخشش ، سکوت و صبر است که احتیاج به روح بلند ، سلامت روان و پله پله ساختن دارد وگرنه می شود در عرض پنج دقیقه دیوانه ای  ناکام و بی منطق  شد و در مرز  جنون، افسار گسیخته مانند اتومبیل رانی در آزاد راهی با ترافیک روان و سر به راه ، پا را روی  پدال گاز گذاشت  و چشم بسته به کابین هر آنچه در اطراف در گذر است کوبید  و تلی از خون و مرگ و ویرانی  به جا گذاشت و دست آخر با سقوط به  ته دره ای بی گارد ریل ، از خود خاطره ی انسانی روان پریش ، حالا مرده و یا عصا به دست  و گردن شکسته باقی گذاشت.

        این عادت ماست که بر جنازه  یا مصدوم گریه  کنیم و  بهمین سیاق در خرابه ها دنبال نوستالژی بگردیم. برای همین در کوتاه زمان علت مرگ و خرابی را به فراموشی می سپریم و حتی ممکن است از حادثه قصه و از  حادثه ساز قهرمان بسازیم.  اما نفسی که تازه کنیم حتما دنبال علت و عامل خواهیم گشت و فاتحه مان را از دیوانه ای که خودش را بر مسند عاقل نشانده باز پس می گیریم و خرابه را مهریه ی جغد می کنیم.

         خودمان فراموش نکنیم و همچنین به  یاد جماعت مخرب  بیاوریم که قدرت تخریب شان حتی اگر به اندازه ی بمب اتم هم بوده و از تمام انرژی و وقتشان برای نابودی کسی یا چیزی هم استفاده کرده باشند ، نهایتا آثار عملشان  زخم و زخم و زخم است.  اما روی تن همین زخم ها زمان که بگذرد علف های ترد و سبز و خوش رایحه ای سبز می شود که سالهای سال از ما طلب یک دقیقه سکوت می کنند برای بزرگ داشت ابدی زندگی و صلح.

 

لینک
۱۳٩٠/٦/٥ - ثا.بتی